ای همه غمگین اگر تنها شدی ، من با توام
خسته دل از هرکه ، وزهر جا شدی ، من با توام
******
گر به کُنج بی کسی آمیختی با درد خویش
دلگران از مردم دنیا شدی ، من با توام
*****
از غمت گریان منم ، گر تا سحر مانند شمع
اشکریزان در دل شب ها شدی ، من با توام
*****
ای عزیز همزبان ، ای همنفس ، ای هموطن!
خسته گر از گنبد مینا شدی ، من با توام
*****
اشک غمگینان دلم خون می کند ، ای وای من!
ناله کمتر کن اگر تنها شدی ، من با توام
******
ای بیابانگرد بی کس ! گر زغربت ، روزها
دربدر در کوه و در صحرا شدی ، من با توام
******
در شب سرد زمستان ، روح من در کومه هاست
چون اسیر لشکر سرما شدی ، من با توام
******
کامران بودی اگر ، جانت سلامت ، شاد باش !
ور به کام درد جانفرسا شدی ، من باتوام
*******
ای دو چشم اشکریزان ! در دل شب های تار
هر زمان از دست غم دریا شدی ، من با توام
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد*** طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد*** طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم
يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست*** به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم
يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا*** دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم
يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست ***دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم
يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم*** طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

تو مرا مي فهمي
من تو را مي خواهم
همين ساده ترين قصه ي يك انسان است
تو مرا مي خواني
من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم
و تو هم مي داني
تا ابد در دل من مي ماني

کاش اینجا بودی
چقدر دلم میخواهد اینجا بودی
ما دو روح گمگشه ایم که سالهای سال است در تنگ ماهی شنا می کنیم
بر همان زمین قدیم و اشنا راه می رویم ، چه یافته ایم؟
همان ترسهای قدیم را
کاش اینجا بودی
منتظر می مانم آنقدر که برگردی
برگردی تا با تو تنها با تو سرود زندگی عاشقانه را بخوانم

بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار
همهء دنیــا منــو همیــشه تنــها بذاره...
من می خوام تا آخر دنیــا تمـاشات بکنم
اگه زندگی برام چشم تمــاشــا بــذاره...
هوا ترست به رنگ هواي چشمانت
دوباره فال گرفتم براي چشمانت
اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا
قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت
بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي بر د