تبليغاتX
beshin binim baaaaaa
بیا تو درم ببند.......
 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در دوشنبه نهم بهمن 1385  |
 
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در پنجشنبه پنجم بهمن 1385  |
 

عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق برايش مطلوبتراز

سلامتي است.  بر گرفته ازكتاب عاشقانه با قلم، نوشته اصغر جدايي

يعني واقعاً عشق اين همه معنا دارد! پس خوش به حال آنهايي كه عاشقند و اين همه معني دارند

 

 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 

 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 
*عشق یعنی طراوت باران دل تو و صداقت اشکهایت ،یعنی آرزوهایی که به

پایت قد میکشد و تمام لغاتی که با تو شعر میشود.*

 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385  |
 
 
|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در شنبه نهم دی 1385  |
 
be kooriye chesme hasoodiye bazia,kollan avazesh

 

kardam, ghabele tavajohe dostane khasis az jomle NIMA

 

 . . . hala bazam mese ghabrestone dostane aziz laziz va

 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در شنبه نهم دی 1385  |
 

تو هم چون واژه ی نیلوفری رنگ

میون دفتر دل ماندگاری

اگر شهر نگاهت فرصتی داشت

 بیادم باش در هر روزگاری

I never forget you

سينا پسري تغيير يافته

ای همه غمگین اگر تنها شدی ، من با توام

 خسته دل از هرکه ، وزهر جا شدی ، من با توام

 ******

 گر به کُنج بی کسی آمیختی با درد خویش

 دلگران از مردم دنیا شدی ، من با توام

 *****

 از غمت گریان منم ، گر تا سحر مانند شمع

 اشکریزان در دل شب ها شدی ، من با توام

 ***** 

ای عزیز همزبان ، ای همنفس ، ای هموطن!

 خسته گر از گنبد مینا شدی ، من با توام

  *****

اشک غمگینان دلم خون می کند ، ای وای من!

 ناله کمتر کن اگر تنها شدی ، من با توام

 ******

ای بیابانگرد بی کس ! گر زغربت ، روزها

 دربدر در کوه و در صحرا شدی ، من با توام

 ******

 در شب سرد زمستان ، روح من در کومه هاست

 چون اسیر لشکر سرما شدی ، من با توام

 ******

 کامران بودی اگر ، جانت سلامت ، شاد باش !

 ور به کام درد جانفرسا شدی ، من باتوام

 *******

 ای دو چشم اشکریزان ! در دل شب های تار

 هر زمان از دست غم دریا شدی ، من با توام

 

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد*** طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد*** طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست*** به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا*** دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست ***دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم

يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم*** طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

تو مرا مي فهمي

من تو را مي خواهم

همين ساده ترين قصه ي يك انسان است

تو مرا مي خواني

من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم

و تو هم مي داني

تا ابد در دل من مي ماني

کاش اینجا بودی

چقدر دلم   میخواهد اینجا بودی

ما دو روح گمگشه ایم که سالهای سال است در تنگ ماهی شنا می کنیم

بر همان زمین قدیم و اشنا راه می رویم ، چه یافته ایم؟

همان ترسهای قدیم را

کاش اینجا بودی

          منتظر می مانم آنقدر که برگردی

           برگردی تا با تو تنها با تو سرود زندگی عاشقانه را بخوانم

بی تو دنیا نمی ارزه تو با من باش و بذار

همهء دنیــا منــو همیــشه تنــها بذاره...

من می خوام تا آخر دنیــا تمـاشات بکنم

اگه زندگی برام چشم تمــاشــا بــذاره...

dooset daram
هوا ترست به رنگ هواي چشمانت


 
دوباره فال گرفتم براي چشمانت


 
اگر چه كوچك و تنگ است حجم اين دنيا


 
قبول كن كه بريزم به پاي چشمانت


 
بگو چه وقت دلم را ز ياد خواهي بر د
|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در شنبه نهم دی 1385  |
 

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت چندتا؟ دستام رو بالا گرفتم و تمام انگشت‌هاي دستم را نشانش دادم. اما اون به کف دستام نگاه کرد که خالي بود

سکوت را می پذیرم

اگر بدانم روزی با تو ســــخن خواهم گفت

تیره بختی را می پذیرم

اگر بدانم روزی چشمان تو را خواهم سرود

مـــرگ را می پذیرم

اگر بدانم روزی تـــــــو خواهی فهمید کـه

دوستت دارم

دوستت دارم

 

 

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در شنبه نهم دی 1385  |
 
مي شود پلك نبندي و نگاهم بكني        مملو از سحر سحر محو پگاهم بكني

 

 

 

 

 نكند يوسف عشقم رود از مصر خيال    باز آواره تنهايي چاهم بكني

 

 

نكند باز در اين غربت و تنهاي           باز تنها بگذاري و تباهم بكني

قلب من مال تو این تنها یادگاره###اون منم که بی تو هر لحظه اش انتظاره

در دل من کسی است

که تا درخشش آخرین ستاره

تا پژمردن آخرین گل

و فرو افتادن آخرین برگ

دوستش دارم...

 

عشق مثل یه پروانه می مونه !!

که اگه ولش کنی پر میزنه می ره ..

و اگه سفت بگیریش می میره...

عكس ايروني

عكس ايروني

یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟

مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم

 یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟

به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟

 یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟

کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم

 یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟

چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه

 یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟

هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه

 یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟

یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم

 یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟

دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت

 یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟

درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت

 یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟

تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟

 یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟

میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه

 یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟

یه چیزی بشکنه فقط  ، اونم طلسم ما باشه

|+| نوشته شده توسط عزرائيل بانوღ در شنبه نهم دی 1385  |
 
 
بالا